غلامحسين افضل الملك
104
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
را بيان كنند . در فن تاريخ و تعرفهء جميع سلاطين و ذكر حوادث و غزوات تا اينزمان بدرجهاى ماهر و بااطلاع هستند كه مزيدى بر آن متصور نيست . در تهران و مشهد مقدس بسى شبهاى بلند و روزها در خدمت ايشان بسر برده هر قضيه از قضاياى تاريخى را كه بيان كردم ايشان ذيل آن قضيه را بيان كردند و كتبى را كه حاوى آن مطلب بود نام مىبردند . در فنون تاريخى ممكن نشد كه نكتهاى ذكر شود و ايشان آگاه از آن نباشند . جمع كتب تاريخيه را از عرب و عجم كرارا خوانده . مطالب آن را در سينه داشتند از قوهء حافظه ايشان مرا حيرت دست ميداد . غالبا سكوت داشتند و خودنمائى نميكردند . صفات حميده و مكارم اخلاقى و عفو و اغماض و گذشت و همت و فتوت و بذل و عطاى ايشان در هيچيك از علماى اينزمان نيست . ابدا شيوهء مردمآزارى در ايشان نيست . طبع گشاده و سفرهء گسترده دارند . همواره در محضر ايشان چندين نفر ريزهخوار خوان هستند . از ميراث پدر و اجداد بزرگوار ضياع و عقار بسيار و ثروت بيشمار دارند . املاك ايشان بيشتر در بلوك كوهمش سبزوار است از تأليفات رائقه ايشان دو كتاب « 1 » مفيد است كه چندى آنها را از ايشان گرفته خواندم . تتبّع و استقصاء ايشان را برتر از آن يافتم كه ستايش نمايم . يكى مسمى به « شهاب المبين فى الرد على امام المشككين » مىباشد كه در دو آيهء قرآن در عقايد و توجيهات امام فخر رازى نقض كرده و نيكو از عهده برآمدهاند و اين كتاب به قدر دوازده هزار بيت به عربى تلفيق دارد و در نهايت سلاست عبارت تأليف شده است . چون اين كتاب را در دورهء سلطنت شاهنشاه شهيد ( بنام نامى و اسم گرامى آن شاهنشاه ) « 2 » ناصر الدين شاه طيب اللّه مثواه تأليف كردهاند در ديباچه اسمى از آن پادشاه بزرگ برده اشارهاى بمحامد صفات او كردهاند و چند بيتى عربى در مديحتش سرودهاند كه در اينجا ثبت مىشود .
--> ( 1 ) - در اصل به خط مؤلف دو نوشته شده است و با خط ديگر كلمهء چند هم بالاى آن ديده مىشود . ( 2 ) - عبارت در قلاب به همان خط الحاقى و در حاشيه است .